عـــاشِقــانــه یِ آرام دو کــوهــنورد و فینگــــیلی

تا رسیدن به قله ، راهی نمانده

پاییز تمام نشده بود که به قله رسیدیم

در تابستان زندگیمان و در اوج خوشبختی خدا به ما معجزه ای داد

آخرین مطالب

چهل و دو

اینکه بگم ، زندگیمون بایکوت شده و استاپ شده رو مرحله بلاتکلیفی غرولند نیست ، عین واقعیته ... واقعیته که هنوز بعد از نزدیک به شیشماه و بیست و شش روز ، نمیدونیم عروسیمون کی قراره برگذار بشه ، در صورتیکه با حساب و. کتاب خاننواده کوهنورد ما میبایست اردیبهشت ماه عروسیمون میشد. 

ناراحت نیستم که چرا نشد ، نگران اینم که کوهنورد با خانوادش درگیر بشه و حرمتا شکسته بشه ، و این موضوع رو خیلی بزرگ و پیچیدش کنن. 


امشب آرزو میکنم مشکل همه آدما حل بشه و در کنارش مشکلات ماهم ، من چشم امیدم فقط به خداست نه به بندش.  ... متاسفانه بنده ای سر راهمون قرار گرفته که دل کندن از مال دنیاش براش کمی سخته و زندگی مشترک من و کوهنورد در گرو راضی شدن ایشونه .. از خدا میخوام خودش قلبشو روشن کنه... 

  • خـــانمِ کـــوهنـــورد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی